چیستی فرهنگ ایثار و شهادت

محمد علی شامانی- سید امیر رون

«ما راه بازگشت نداریم، محاصره شده ایم. اگر نمی توانید به کمکمان بیائید، به بچه ها بگوئید ما را حلال کنند!، اگر کاری ندارید، خداحافظ!» این ها آخرین کلماتی بود که از پشت بی سیم، از زبان فرمانده شهید شنیده شد.

 آنجا هنگامه ای به پا بود که تاریخ فقط یک بار آن را دیده بود!

 سرزمین شور و شعور، سرزمین نیاز و نماز؛ اشک هزار هزار شمع، بال های سوخته هزار هزار پروانه و یک آسمان لاله پرپر. آنجا زمین بوی بهشت می داد. آنجا خدا بود و کوچه های «اخلاص»! نامهربانی سال ها بود که رخت بر بسته بود، دل ها مهربان مهربان. آنجا هر روزش عید بود- که در آنجا خدا هرگز معصیت نشد. آنجا منیت ها لجن مال شده بود، شهوت از بی رونقی دق کرده بود، عصیان اسیر سرپنجه های «تسبیح» گشته بود. آنجا همه اهل «دعا» بودند، همه اهل «تکبیر» همه اهل «مسجد». آنجا هیچ ستاره ای غروب نکرد. آنجا همیشه خورشیدها بر نیزه ها و زیر تانک ها قرآن می خوانند. آنجا قلب زندگی در چاه های «درد» می تپید، و اشک تنها مرهم دیدگان! آنجا هیچ فاصله ای نبود، همه یک رنگ، همه یک جامه، خاکی خاکی!

در آنجا گناه، غریبه ای بود که هیچ گاه پایش به دروازه آن شهر نرسیده بود، گناه دیو سیاه افسانه هایشان بود. آنجا، جای ماندن نبود، خیمه ها همه موقتی بودند. آنجا مردان همه سرود «رضا» می خوانند و تکبیر هلهله می کردند. آنجا سرزمین افسانه ها، اسطوره ها، سرزمین ایثار، سرزمین شاهدان شهید، سرزمین خدا بود. و اینجا...؟

امروز ما در جامعه ای در حال گذار زندگی می کنیم، در نتیجه، بسیاری از ساختارهای موجود در حال تغییرات نسبتاً محسوس است. ساختارهایی از قبیل معیشت، اهداف روابط کاری و نوع مشاغل، ارز ش ها و فرهنگ، محتویات آموزش در اشکال رسمی و غیررسمی و... در حال تحول است.

 تحولات مذکور بالا، ناشی از عوامل متعددی است که بخشی از آنها درونی و بخشی از آن نیز بیرونی است. یکی از عمده ترین عوامل تحولات فرهنگی، گسترش ارتباطات و تبادل اطلاعات و همچنین وسایل ارتباط جمعی است و از محصولات آن، فاصله نسل ها است که طبق آن نوجوانان و جوانان، با ارزش ها و هنجارهای سنتی بیگانه شده و از آن فاصله می گیرند (بحران هویت).